تبليغاتX
دختر مهتاب - عاشق کلاغ زده...
اَفتو رَه، اَفتو دَرَه، اَفتو رَه به زَردي......تو چٍطَو دٍلٍت اَوُ ايمانه وَردي

 

می خواهم به آسمان تو برگردم

آن جا که شاعران

هیچ نسبتی با ما ندارند

حتی همین عاشق کلاغ زده

که فکر می کند غول کوچکی است

که باید برای خودش بیابان بسازد

شعر شعر شعر شعر

شاعرم که باشی

چیزی به دنیا اضافه نمی شود

سر از این جمهوری بردار

از دست افلاطون کاری ساخته نیست

با همین حرف ها زمین را فرسوده ایم

یک دوجین اشراق فرستادم

برای شاعری کز دهانش حباب می آید

این دیوارها دیگر نفس نمی کشند

باز هم بگو

از صفری که به قلاب من افتاده

چه فرق می کند

کودکان شعر مرده می میرند

باد هم سایه های سوخته را با خود نمی برد!

 

+ نوشته شده     توسط نگار