تبليغاتX
دختر مهتاب - خاطره...
اَفتو رَه، اَفتو دَرَه، اَفتو رَه به زَردي......تو چٍطَو دٍلٍت اَوُ ايمانه وَردي

 

خاطرات جزو زيباترين ها و تلخ ترين ها هستند
کاش مي شد وقتي خاطره اي را به ياد مي آورديم

تنها و تنها شيريني آن لحظه با ما مي ماند
اندکي سکوت...

مدتي تامل...

لبخندي کمرنگ...

يادآوري اکنون...

تلخي اين لحظه...

و آهي از سر ناباوري چرخه طبيعي خاطرات است
اين روزها مشتي عکس و دنيايي خاطره و آهنگها شده اند همراه من ...

خاطرات من...
اين روزها گر چه خيلي سرم شلوغ است

اما نمي دانم چگونه است که

گاهي که با خودم خلوت مي کنم دلم بدجوري تنگ مي شود ...
اين روزها آسمان آبي است

اما چرا نمي توانم خوب چشمهايم را باز کنم؟؟

اين روزها من کوهم

اما کوهي که گاه اين خاطرات چنان به بندش مي کشند که انگار درونش يک آتشفشان است

آتشين و عاصي

...

باز به خودم فرصت مي دهم...

 

+ نوشته شده     توسط نگار