تبليغاتX
دختر مهتاب - بدرود...
اَفتو رَه، اَفتو دَرَه، اَفتو رَه به زَردي......تو چٍطَو دٍلٍت اَوُ ايمانه وَردي

 

شال سياهي روي خاطرات گذشته ات بكش

و خوابهايت را به اندازه اي كه با مرز فاصله داري دراز كن

امشب به سمت مرز بخواب

من هم زير سرم گذرنامه گذاشتم

بايد با دنياي اكنون خداحافظي كنم

بدرود

 

+ نوشته شده     توسط نگار